
موسیقی ایران در محاصره چندقطبیسازی برنامهریزیشده
این روزها، فضای موسیقی کشور شاهد تقسیمبندیهای عمدی و فشارهای بیسابقه علیه هنرمندان است. چهرههایی که سالها در سایه قوانین سختگیرانه فعالیت کردهاند، حالا نهتنها قدردانی نمیشوند، بلکه هدف اتهامهای ناعادلانه و تخریب سیستماتیک قرار گرفتهاند.
روزبه بمانی، همایون شجریان، سیروان خسروی و حتی برخی رپرها—کسانی که در بحرانهای اجتماعی، صدای مردم بودهاند—حالا در معرض تهدید، سانسور و حذف قرار دارند.
به نظر میرسد برخی جریانها میخواهند آخرین بلندگوهای مردم را خاموش کنند، آنهم با تحمیل ایدئولوژی خود و تحریف واقعیتهای هنری.
جماعتی که امروز به نام “دفاع از ارزشها” هنرمندان را میسوزانند، یادآور همان کسانی هستند که سالن سینما رکس را به آتش کشیدند. فرق امروز با دیروز؟
از طرفی، عدهای هم با شعار “حواس مردم را پرت میکنند!” هر کنسرت یا اثر هنری را سدی در برابر اعتراضات میدانند. گویا فراموش کردهاند که هنر، آینه جامعه است، نه سپر حکومتها.
کسانی که مدام از “وحدت” سخن میگویند، چرا هنرمندان را به “خودی و ناخودی” تقسیم میکنند؟ چرا به جای حمایت، شانههای هنرمندان را زیر بار اتهامهای بیاساس خرد میکنند؟
سوالی که باید از خودمان بپرسیم:
هنر نباید قربانی کشمکشهای سیاسی شود.
کاش قبل از قضاوت، لحظهای درنگ کنیم.